بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

مقدمهء مصحح 47

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ » گفته : « بعضى از فضلاى عرفاى زمان مد اللَّه ظلال افادته و لا زال كاسمه محسنا فرموده : أقول : نصب الامام و الخليفة ( پس بعد از نقل كلام فيض ( ره ) به عين عبارت وى كه در صافى هست گفته ) : انتهى كلامه اعلى اللَّه مقامه فى الدنيا « 1 » و الآخرة » . و نيز در تفسير سورهء اخلاص بعد از نقل حديثى از كافى از مولى خليل قزوينى ( ره ) شارح كافى و از ملا محسن فيض ( ره ) چنين تعبير كرده : علما را در معنى اين حديث اختلاف است بعضى از اجلاء اخلاء عصر مد اللَّه ظلال افاداته چنين گفته كه : چون حق تعالى ميدانست كه در آخر الزمان جمعى از منتسبان باسلام موجود ميشوند كه در خودرائى تابع اقوال زنادقهء فلاسفه ميشوند بنا بر اين اين سورهء مباركه و چندى از آيات سورهء حديد را فرستاد تا ايشان خودرائى نكنند و تبعيت اقوال فلاسفه ، و معرفت خداى تعالى را از اين سوره و آيات مذكوره حاصل كنند ، پس هر كس كه قصد كند غير اين معانى را پس بتحقيق او نابود و از درجهء اسلام بيرونست ، و بعضى از عارفين محسنين عصر لازال كاسمه محسنا فرموده كه : چون خداى عزّ اسمه ميدانست ( تا آخر عبارت ) . نگارنده گويد : در نسبت اين گفتار بفيض ( ره ) اشتباه كرده زيرا اين بيان معنى حديث مروى از حضرت سجاد عليه السّلام است كه آن را هم در صافى نقل كرده و هم در وافى در باب تفسير سورة التوحيد . و نيز مؤلف ( ره ) گفته : « و بعضى از عرفاء معاصرين گفته كه بناى اين حديث » ص 678 ، ذيل آيهء 50 سورهء ابراهيم يعنى آيهء [ سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ . ] و نيز در ذيل آيهء إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ گفته ( ص 680 تفسير بهيه ) : « و بعضى از عرفاء معاصرين حفظهم اللَّه تعالى در كتاب وافى گفته : ميتواند بود تا آخر » .

--> ( 1 ) - اين تقييد براى اينست كه فيض ( ره ) در آن زمان زنده بوده است .